آيا اروپا از رابطه جنسي لذت مي برد؟+فيلم .براي ديدن فيلم بر روي لينك زير كليك كنيد
اصول اخلاق نوين جنسي عبارت است از :
آزادي هر فردي مطلقا محترم است و بايد محفوظ بماند , مگر آنجا كه مزاحم آزادي ديگران باشد .
سعادت بشر در گرو پرورش استعدادهائي است كه در نهاد دارد , خودپرستيها و ناراحتيهاي روحي , ناشي از آشفتگي غرائز , و بالاخص غريزه جنسي است , و آشفتگي غرائز از عدم ارضاء و اشباع آنها ناشي مي گردد .
آتش ميل و رغبت بشر , در اثر منع و محدوديت , فزوني مي گيرد , و مشتعل تر مي گردد و در اثر ارضاء و اشباع كاهش مي يابد و آرام مي گيرد , براي انصراف بشر از توجه دائم به امور جنسي و جلوگيري از عوارض ناشي از آن , راه صحيح اين است كه هر گونه قيد و ممنوعيتي را در اين راه از جلو پايش برداريم .
طرفداران آزادي جنسى از آن جهت به اين اصل آزادي تكيه كرده اند كه به گمان آنها اين سلسله مسائل فاقد جنبه اجتماعى مى باشد، زيرا به عقيده آنها آزادي جنسى يك فرد به حقوق ديگران ضربه نمى زند .بر خلاف تصور بسيارى از فلاسفه غرب آن چيزى كه مبنا و اساس حق و آزادي و لزوم رعايت و احترام آن مى گردد ، ميل و هوى و اراده فرد نيست , بلكه استعدادى است كه آفرينش براى سير مدارج ترقى و تكامل به وى داده است , اراده بشر تا آنجا محترم است كه با استعدادهاى عالى و مقدسى كه در نهاد بشر است هماهنگ باشد و او را به ترقى و تعالى بكشاند , اما آنجا كه بشر را به سوى فنا و نيستى سوق مى دهد و استعدادهاى نهانى را به هدر مى دهد احترامى نمى تواند داشته باشد . اسلام ، آزادي جنسى رايج در غرب را مردود مي شمارد و آن را نفي مي كند .
مرحوم استاد شهيد مطهرى در نقد آزادي جنسى غرب و در رد نظريات دانشمندان غربي مى فرمايد : اميال انسان اشباع ناپذيراست ، اشتباه فرويد و امثال او در اين است كه پنداشته اند تنها راه آرام كردن غرائز , ارضاء و اشباع بى حد و حصر آنها است. اينها فقط متوجه محدوديتها و ممنوعيتها و عواقب سوء آنها شده اند و مدعى هستند كه قيد و ممنوعيت , غريزه را عاصى و منحرف و سركش و نا آرام مى سازد .طرحشان اين است كه براى ايجاد آرامش اين غريزه , بايد به آن آزادي مطلق داد اينها توجه نكرده اند ، همانطور كه محدوديت و ممنوعيت , غريزه را سركوب و توليد عقده مى كند , رها كردن و تسليم شدن و در معرض تحريكات و تهييجات در آوردن آنرا ديوانه مى سازد , و چون اين امكان وجود ندارد كه هر خواسته اى براى هر فردى برآورده شود , بلكه امكان ندارد همه خواسته هاى بى پايان يك فرد برآورده شود غريزه بدتر سركوب مى شود و عقده روحى به وجود مى آيد .
به عقيده ما براى آرامش غريزه دو چيز لازم است : يكى ارضاء غريزه در حد حاجت طبيعى , و ديگر جلوگيرى از تهييج و تحريك آن . انسان از لحاظ حوائج طبيعى مانند چاه نفت است كه تراكم و تجمع گازهاى داخلى آن , خطر انفجار را به وجود مىآورد . در اين صورت بايد گاز آن را خارج كرد و به آتش داد ولى اين آتش را هرگز باز طعمه زياد نمى توان سير كرد . اينكه اجتماع به وسائل مختلف سمعى و بصرى و لمسى موجبات هيجان غريزه را فراهم كند و آنگاه بخواهد با ارضاء , غريزه ديوانه شده را آرام كند ميسر نخواهد شد . هرگز بدين وسيله نمى توان آرامش و رضايت ايجاد كرد , بلكه بر اضطراب و تلاطم و نارضائى غريزه با هزاران عوارض روانى و جنايات ناشى از آن , افزوده مى شود . تحريك و تهييج بى حساب غريزه جنسى عوارض وخيم ديگرى نظير بلوغهاى زودرس و پيرى و فرسودگى نيز دارد .
سپس بيان مي كند: ما انكار نمى كنيم كه دسترسى نداشتن به زن موجب انحراف مى شود و بايد شرائط ازدواج قانونى را سهل كرد , ولى بدون شك آن مقدار كه تبرج و خودنمائى زن در اجتماع و معاشرتهاى آزاد سبب انحراف جنسى مى شود به مراتب بيشتر از آن است كه محروميت و دست نارسى سبب مى گردد .اگر در مشرق زمين محروميتها باعث انحراف جنسى و همجنس بازى شده است , در اروپا شهوت رانيهاى زياد باعث اين انحراف گشته است , تا آنجا كه در بعضى كشورها رسمى و قانونى شد مانند كشور انگلستان .در شرق هم , محرومين آن قدر سبب رواج انحراف جنسى نبودند كه صاحبان حرم سراها بودند , و به اصطلاح اعراب , اين انحراف از طريق ملوك و سلاطين آغاز شده است .
منابع
آلبرت كامو،جهانى كه من مى شناسم، ص 65 - 64
استاد مطهري ، اخلاق جنسى دراسلام وجهان غرب
همو، مسأله حجاب
آيا اروپا از رابطه جنسي لذت مي برد؟+فيلم .براي ديدن فيلم بر روي لينك زير كليك كنيد
اصول اخلاق نوين جنسي عبارت است از :
آزادي هر فردي مطلقا محترم است و بايد محفوظ بماند , مگر آنجا كه مزاحم آزادي ديگران باشد .
سعادت بشر در گرو پرورش استعدادهائي است كه در نهاد دارد , خودپرستيها و ناراحتيهاي روحي , ناشي از آشفتگي غرائز , و بالاخص غريزه جنسي است , و آشفتگي غرائز از عدم ارضاء و اشباع آنها ناشي مي گردد .
آتش ميل و رغبت بشر , در اثر منع و محدوديت , فزوني مي گيرد , و مشتعل تر مي گردد و در اثر ارضاء و اشباع كاهش مي يابد و آرام مي گيرد , براي انصراف بشر از توجه دائم به امور جنسي و جلوگيري از عوارض ناشي از آن , راه صحيح اين است كه هر گونه قيد و ممنوعيتي را در اين راه از جلو پايش برداريم .
طرفداران آزادي جنسى از آن جهت به اين اصل آزادي تكيه كرده اند كه به گمان آنها اين سلسله مسائل فاقد جنبه اجتماعى مى باشد، زيرا به عقيده آنها آزادي جنسى يك فرد به حقوق ديگران ضربه نمى زند .بر خلاف تصور بسيارى از فلاسفه غرب آن چيزى كه مبنا و اساس حق و آزادي و لزوم رعايت و احترام آن مى گردد ، ميل و هوى و اراده فرد نيست , بلكه استعدادى است كه آفرينش براى سير مدارج ترقى و تكامل به وى داده است , اراده بشر تا آنجا محترم است كه با استعدادهاى عالى و مقدسى كه در نهاد بشر است هماهنگ باشد و او را به ترقى و تعالى بكشاند , اما آنجا كه بشر را به سوى فنا و نيستى سوق مى دهد و استعدادهاى نهانى را به هدر مى دهد احترامى نمى تواند داشته باشد . اسلام ، آزادي جنسى رايج در غرب را مردود مي شمارد و آن را نفي مي كند .
مرحوم استاد شهيد مطهرى در نقد آزادي جنسى غرب و در رد نظريات دانشمندان غربي مى فرمايد : اميال انسان اشباع ناپذيراست ، اشتباه فرويد و امثال او در اين است كه پنداشته اند تنها راه آرام كردن غرائز , ارضاء و اشباع بى حد و حصر آنها است. اينها فقط متوجه محدوديتها و ممنوعيتها و عواقب سوء آنها شده اند و مدعى هستند كه قيد و ممنوعيت , غريزه را عاصى و منحرف و سركش و نا آرام مى سازد .طرحشان اين است كه براى ايجاد آرامش اين غريزه , بايد به آن آزادي مطلق داد اينها توجه نكرده اند ، همانطور كه محدوديت و ممنوعيت , غريزه را سركوب و توليد عقده مى كند , رها كردن و تسليم شدن و در معرض تحريكات و تهييجات در آوردن آنرا ديوانه مى سازد , و چون اين امكان وجود ندارد كه هر خواسته اى براى هر فردى برآورده شود , بلكه امكان ندارد همه خواسته هاى بى پايان يك فرد برآورده شود غريزه بدتر سركوب مى شود و عقده روحى به وجود مى آيد .
به عقيده ما براى آرامش غريزه دو چيز لازم است : يكى ارضاء غريزه در حد حاجت طبيعى , و ديگر جلوگيرى از تهييج و تحريك آن . انسان از لحاظ حوائج طبيعى مانند چاه نفت است كه تراكم و تجمع گازهاى داخلى آن , خطر انفجار را به وجود مىآورد . در اين صورت بايد گاز آن را خارج كرد و به آتش داد ولى اين آتش را هرگز باز طعمه زياد نمى توان سير كرد . اينكه اجتماع به وسائل مختلف سمعى و بصرى و لمسى موجبات هيجان غريزه را فراهم كند و آنگاه بخواهد با ارضاء , غريزه ديوانه شده را آرام كند ميسر نخواهد شد . هرگز بدين وسيله نمى توان آرامش و رضايت ايجاد كرد , بلكه بر اضطراب و تلاطم و نارضائى غريزه با هزاران عوارض روانى و جنايات ناشى از آن , افزوده مى شود . تحريك و تهييج بى حساب غريزه جنسى عوارض وخيم ديگرى نظير بلوغهاى زودرس و پيرى و فرسودگى نيز دارد .
سپس بيان مي كند: ما انكار نمى كنيم كه دسترسى نداشتن به زن موجب انحراف مى شود و بايد شرائط ازدواج قانونى را سهل كرد , ولى بدون شك آن مقدار كه تبرج و خودنمائى زن در اجتماع و معاشرتهاى آزاد سبب انحراف جنسى مى شود به مراتب بيشتر از آن است كه محروميت و دست نارسى سبب مى گردد .اگر در مشرق زمين محروميتها باعث انحراف جنسى و همجنس بازى شده است , در اروپا شهوت رانيهاى زياد باعث اين انحراف گشته است , تا آنجا كه در بعضى كشورها رسمى و قانونى شد مانند كشور انگلستان .در شرق هم , محرومين آن قدر سبب رواج انحراف جنسى نبودند كه صاحبان حرم سراها بودند , و به اصطلاح اعراب , اين انحراف از طريق ملوك و سلاطين آغاز شده است .
منابع
آلبرت كامو،جهانى كه من مى شناسم، ص 65 - 64
استاد مطهري ، اخلاق جنسى دراسلام وجهان غرب
همو، مسأله حجاب

كليپ حمله كفتارها به آهو و تكه كردن آهو به صورت زنده(+18)