loading...

????? ???????

????? ???????

بازدید : 554
11 زمان : 1399:2

از نظر اسلام مال و ثروت به خودي خود نه خوب است و نه بد. بلكه اگر نردبان صعود انسان به كمال گردد خوب و اگرموجب دل بستگي آدمي گردد و سد راه شود ناپسند خواهد بود. پس به نوع برخورد انسان به ثروت و هدف از ثروت اندوزي دارد.
ثروت بايد وسيله اي باشد براي استفاده همگان، پر كردن خلاء هاي اقتصادي؛ مرهم نهادن بر زخم هاي جانگاه محرومان و براي رسيدگي به نياز ها و مشكلات مستضعفان. علاقه به چنين ثروتي با چنين هدفي، علاقه به دنيا نيست، بلكه علاقه به آخرت است. اسلام ثروتي را نكوهش مي كند كه مانع رسيدن به كمال باشد و موجب دل بستگي انسان شود.

در مورد جمع آوري اموال، انسان ها به سه دسته تقسيم مي شوند:
دسته اول كساني هستند كه اصلا دوست ندارند مال جمع آوري كنند، و از دنيا و اموال آن به مقداري كه گرسنگي [و نياز] آنها برطرف شود و پوششي براي خود داشته باشند اكتفا ميكنند. سرانجام چنين كساني چنين ترسيم شده است: «فاولئك الآمنون الذين لاخوف عليهم ولا هم يحزنون» يعني آنها مومناني هستند كه پاداششان محفوظ است و در جوار حضرت حق ونسبت به پاداش خويش هيچ ترس و غمي ندارند.

دسته دوم كساني هستند كه جمع آوري مال و ثروت را دوست دارند، ولي فقط به دنبال جمع اموال از راه حلال هستند، و هيچگاه به سوي حرام دست درازي نمي كنند؛ و از سرمايه خود در راه خير استفاده مي كنند. سرانجام اين گروه چنين ترسيم شده است: «فاولئك الذين إن نوقشوا عذبوا و إن عفي عنهم سلموا» يعني اگر در اين راه مرتكب اشتباه و خطايي شده باشند، چه در اموال و چه درمصرف آنها، عذاب مي شوند، و اگر بخشيده شوند در امان هستند. به عبارت ديگر اگرچه اموال آنها از راه حلال بوده ولي حسابرسي دقيق و سختي دارند.
گروه سوم كساني هستند كه مال اندوزي مي كنند و فرقي بين حلال و حرام نمي گذارند. اگر انفاق كنند از روي اسراف است و اگر امساك كنند از روي بخل و خساست.
سرانجام اينها توسط معصوم(عليه السلام) چنين ترسيم شده است: "فأولئك الذين ملكت الدنيا زمام قلوبهم حتي أوردتهم النار بذنوبهم" يعني دنيا قلب و دل اينها را تسخير كرده، و سرانجام به خاطر گناهانشان وارد جهنم مي شوند.(همان، ج9، ص23)
نمي توان گفت اسلام در برابر مال و ثروت موضع منفي دارد و با آن صد در صد مخالف است.قرآن مجيد در آية 180سورة بقره از«مال» به«خير» تعبيركرده است.
در حديثي از امام باقر(ع) مي خوانيم:«نعم العون الدنيا علي طلب الآخرهْْ؛ دنيا (مال) كمك خوبي براي رسيدن به آخرت است»
اسلام ثروتي را مي پسندد كه در آن نيكي به همگان باشد (احسن كما احسن الله إليك).
اسلام ثروتي را مدح مي كند كه در آن«لا تنس نصيبك من الدنيا؛ فراموش نكردن بهره دنيوي» تحقق يابد. بالاخره اسلام ثروتي را مي پسندد كه ماية فساد در زمين و فراموش كردن ارزش هاي انساني و گرفتار شدن در سابقة جنون آميز«تكاثر» (زياده خواهي) نگردد و انسان را به«خود برتربيني» و«تحقير ديگران» و حتي رويارويي با پيامبر و بزرگان دين نكشاند.
يكي از ياران امام صادق(ع) به آن حضرت گفت : چكار كنم من دنيا را دوست دارم و به آن علاقه مندم! مي ترسم دنيا پرست باشم. امام (ع) فرمود:«با ثروت دنيا چه مي خواهي انجام دهي؟» گفت: هزينة خود و خانواده ام را تهيه كنم و به خويشاوندان كمك كنم. در راه خدا انفاق كنم و حج و عمره به جا آورم. امام (ع) فرمود:«ليس هذا طلب الدنيا هذا طلب الآخرهْ؛ اين دنيا طلبي نيست ، بلكه طلب آخرت است».
اسلام ثروتي را نكوهش مي كند كه مانع رسيدن به كمال باشد و موجب دل بستگي انسان شود. در چنين حالتي است كه خداوند مي فرمايد: بگو اگر پدران و فرزندان و همسران و اقوام شما واموالي كه جمع آوري كرده ايد و تجارتي كه از كسادي آن بيمناك هستيد و خانه هايي كه به آن دل بسته ايد در نزد شما محبوب تراند از خدا و رسول وجهاد در راه خدا پس منتطر امر خدا باشيد.
در اين صورت ثروت اندوزي باعث طغيان و سركشي گردد. از اين رو در بعضي از متون اسلامي از ثروت و برخي از ثروتمندان مذمّت شده است. مذمّت از قارون ثروتمندِ مغرور شاهد گويايي بر اين موضوع است.
سرمايه داران و ثروتمندان در آخر الزمان
با استناد به برخي روايات، خداوند مجراي به دست آوردن روزي برخي از اقشار جامعه را در دست برخي ديگر قرار داده كه يكي را ثروتنمد و ديگري نيازمند مي خوانند. در دورة آخرالزمان مسير رسيدن روزي نيازمندان دچار آفات ذيل مي شود:
ميزان ثروت مبناي تكريم و احترام مي شود، مردم از ثروتمندان و نه متخصصان و عالمان تبعيت مي كنند، سرمايه داران نه تنها ثروت خود را از نيازمندان دريغ مي كنند، بلكه هرچقدر مي توانند اموال آنان را نيز به سرقت مي برند، فقرا به سبب ذلت و حقارتي كه علاوه بر نيازمندي خود در جامعه مي بينند، آخرت خود را به متاع قليلي از دنيا مي فروشند و مبتلا به محرمات و معاصي مي شوند، براي تمسخرو تحقير صدقه مي دهند، گاه فقيري حتي روز جمعه ميان دو نماز دستش را به گدايي دراز مي كند امّا احدي چيزي به او نمي دهد و... .

كسبه، فروشندگان و خريداران

كسي از مردم نيست كه در طول شبانه روز داد و ستد و خريد و فروش نكند. شرع مقدس در اين عرصه نيز مانند ديگر عرصه ها قواعد و قوانين جامع و اثر گذاري وضع كرده تا انسان ها بتوانند زندگي مناسبي را تجربه كنند. در دوره آخرالزمان با اعوجاجات زير اين مناسبات نيز از حد اعتدال خارج شده، به ورطة افراط و تفريط مي افتد:
مردم نه تنها از مال حرام اجتناب نمي كنند كه به دست آوردن آن را نوعي سود و زرنگي مي شمارند، در مقابل كسي را كه به دنبال كسب حلال باشد ملامت و تمسخر مي كنند، رشوه و ربا حلال و سهل شمرده مي شود و آن را به نام هاي ديگر مي خوانند و مبناي تجارت تجار قرار مي دهند. براي داد و ستد رشوه، ربا،قمار، كم فروشي و... با هم مسابقه مي دهند،بخشي از درآمدها و نيازهاي فروشندگان با كم فروشي تامين مي شود،عيب اجناس را پنهان مي كنند و در تجارت به وفور دروغ مي گويند كه البته در نتيجه آن دچار ضيق معيشت مي شوند، تعداد تجار بسيار است و سود به دست آمده اندك، زنان با شوهران خويش و ديگر مردان در كسب و تجارت به رقابت مي پردازند.اميد كه با طلب حقيقي از خداوند متعال و توسل واقعي به پيشگاه با عظمت اهل بيت(ع) پس از آگاهي از حداقل آسيب ها را از اين انحرافات ببينيم.

شهوت مال

در رابطه با مديريت مال و ثروت از ديدگاه قرآن كريم به آية شريفه: «والذين يكنزون الذهب والفضة ولاينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم» (توبه / 340) مي رسيديم.
در اين آيه كريمه، قرآن كريم گروهي از مردم را به تصوير مي كشد كه در جنبه مالي گرفتار انحراف مي شوند. اينان گمان مي كنند تنها هدف زندگي شان اين است كه با هر وسيله اي و از هر جايي از هر راهي – حلال يا حرام – مال بيندوزند. وقتي به مقداري از مال و ثروت دست يافتند به شيوه هاي گوناگون به زياد كردن آن مي پردازند. بدين ترتيب تمام فكر آنان مال و ثروت مي شود. تمام عقل آنان را مال و ثروت فرا مي گيرد و مي كوشند بدون اينكه در راستاي خدمت به مسائل حياتي زندگي يا حل مشكلات گوناگون باشد، مال جمع كنند. هدف از آنان فقط ارضاي عقده طمع-ورزي و شهوت مال اندوزي است.
خداوند مي فرمايد: «ولا ينفقونها في سبيل الله» منظور از راه خدا انجام مسؤوليت در قبال زندگي است. اين مسؤوليت بر حسب موقعيت و شرايط مردم در بين ايشان تقسيم شده است تا هر كسي به توسعه و پيشرفت زندگي بپردازد و توانمندي هاي خود را براي پيشرفت زندگي و رساندن آن به جايگاه هاي عالي تر بكار بندد.

ارزش مال و ثروت

سؤال ديگر مطرح مي شود: مصداق اين آيه در زندگي ما چيست؟ چگونه به اين آيه رنگ واقعيت ببخشيم؟ چگونه به عنوان مسلمان، با اين آيه تعامل به خرج دهيم؟ چگونه از مال در زندگي خود استفاده كنيم؟ خصوصاً وقتي كه ثروتهاي هنگفتي را در گاو صندوق ها و بانكها ذخيره كرده ايم؟ به تعبير ديگر: اين آيه شامل چه كساني مي شود؟ آيا اين ها كساني هستند كه مال جمع مي كنند و حقوق شرعي آنان را مي پردازند و سپس براي تقويت جايگاه اقتصادي خود در جامعه آنان را ذخيره مي كنند. زيرا جايگاه اجتماعي افراد متناسب ميزان ثروت آنهاست يا اينكه ذخيره كردن آنان فقط جنبه فردي دارد و مي خواهند كه نيازهاي فعلي يا آتي خود را وقتي باز نشسته شدند برآورده كنند؟ يا اينان كساني هستند كه به جمع آوري مال مي پردازند و از روي مال دوستي و بخل ورزي آن را ذخيره مي كنند و حقوق شرعي آن را نيز نمي پردازند؟
خداوند مي فرمايد: «وأنفقوا ممّا جعلكم متخلفين فيه» (حديد/7) ، «وآتوهم من مال الله الذي آتاكم»(نور/33). ابوذر اين صحابي گرانقدر پيامبر(ص) از طريق مخالفت با انحراف و فساد و سؤ استفاده ها مالي قدرتمندان، مي خواست همين فضا را در جامعة اسلامي ايجاد كند. چرا كه بعضي از اطرافيان خليفه سوم دچار انحراف و فساد و سؤ استفاده هاي مالي شده بودند. زيرا شيوه توزيع ثروت توسط حكومت به گونه اي بود كه حاكم فكر مي كرد هر طور كه بخواهد مي تواند در مال و ثروت مسلمانان تصرف كند و آن را در اختيار نزديكان خود قرار دهد. اين مسأله مردم را به سمت ثروت اندوزي و نگريستن به ثروت به عنوان يك ارزش اجتماعي براي برتري جويي – آن هم به ضرر كليه هدفهاي جامعه اسلامي- مي كشاند.
فردي نزد امام صادق(ع) آمد و به ايشان عرض كرد: «به خدا سوگند! ما دنبال دنيا هستيم – در حالي كه شما هميشه به ما سفارش مي كنيد كه دنيا را وانهيد - و دوست داريم آن را بدست آوريم – هيچ كسي پيدا نمي شود كه دنيا را دوست نداشته باشد – حضرت فرمود: دوست داري با اين مال چه كني؟ گفت: نياز خودم و خانواده ام را برآورده كنم و آن را صدقه بدهم و حج و عمره به جاي آورم. حضرت فرمود: اين دنيا طلبي نيست بلكه آخرت جويي است.» چرا كه تو از دنيا براي تحقق مسؤوليت هاي الهي خود استفاده مي كني.

از نظر اسلام مال و ثروت به خودي خود نه خوب است و نه بد. بلكه اگر نردبان صعود انسان به كمال گردد خوب و اگرموجب دل بستگي آدمي گردد و سد راه شود ناپسند خواهد بود. پس به نوع برخورد انسان به ثروت و هدف از ثروت اندوزي دارد.
ثروت بايد وسيله اي باشد براي استفاده همگان، پر كردن خلاء هاي اقتصادي؛ مرهم نهادن بر زخم هاي جانگاه محرومان و براي رسيدگي به نياز ها و مشكلات مستضعفان. علاقه به چنين ثروتي با چنين هدفي، علاقه به دنيا نيست، بلكه علاقه به آخرت است. اسلام ثروتي را نكوهش مي كند كه مانع رسيدن به كمال باشد و موجب دل بستگي انسان شود.

در مورد جمع آوري اموال، انسان ها به سه دسته تقسيم مي شوند:
دسته اول كساني هستند كه اصلا دوست ندارند مال جمع آوري كنند، و از دنيا و اموال آن به مقداري كه گرسنگي [و نياز] آنها برطرف شود و پوششي براي خود داشته باشند اكتفا ميكنند. سرانجام چنين كساني چنين ترسيم شده است: «فاولئك الآمنون الذين لاخوف عليهم ولا هم يحزنون» يعني آنها مومناني هستند كه پاداششان محفوظ است و در جوار حضرت حق ونسبت به پاداش خويش هيچ ترس و غمي ندارند.

دسته دوم كساني هستند كه جمع آوري مال و ثروت را دوست دارند، ولي فقط به دنبال جمع اموال از راه حلال هستند، و هيچگاه به سوي حرام دست درازي نمي كنند؛ و از سرمايه خود در راه خير استفاده مي كنند. سرانجام اين گروه چنين ترسيم شده است: «فاولئك الذين إن نوقشوا عذبوا و إن عفي عنهم سلموا» يعني اگر در اين راه مرتكب اشتباه و خطايي شده باشند، چه در اموال و چه درمصرف آنها، عذاب مي شوند، و اگر بخشيده شوند در امان هستند. به عبارت ديگر اگرچه اموال آنها از راه حلال بوده ولي حسابرسي دقيق و سختي دارند.
گروه سوم كساني هستند كه مال اندوزي مي كنند و فرقي بين حلال و حرام نمي گذارند. اگر انفاق كنند از روي اسراف است و اگر امساك كنند از روي بخل و خساست.
سرانجام اينها توسط معصوم(عليه السلام) چنين ترسيم شده است: "فأولئك الذين ملكت الدنيا زمام قلوبهم حتي أوردتهم النار بذنوبهم" يعني دنيا قلب و دل اينها را تسخير كرده، و سرانجام به خاطر گناهانشان وارد جهنم مي شوند.(همان، ج9، ص23)
نمي توان گفت اسلام در برابر مال و ثروت موضع منفي دارد و با آن صد در صد مخالف است.قرآن مجيد در آية 180سورة بقره از«مال» به«خير» تعبيركرده است.
در حديثي از امام باقر(ع) مي خوانيم:«نعم العون الدنيا علي طلب الآخرهْْ؛ دنيا (مال) كمك خوبي براي رسيدن به آخرت است»
اسلام ثروتي را مي پسندد كه در آن نيكي به همگان باشد (احسن كما احسن الله إليك).
اسلام ثروتي را مدح مي كند كه در آن«لا تنس نصيبك من الدنيا؛ فراموش نكردن بهره دنيوي» تحقق يابد. بالاخره اسلام ثروتي را مي پسندد كه ماية فساد در زمين و فراموش كردن ارزش هاي انساني و گرفتار شدن در سابقة جنون آميز«تكاثر» (زياده خواهي) نگردد و انسان را به«خود برتربيني» و«تحقير ديگران» و حتي رويارويي با پيامبر و بزرگان دين نكشاند.
يكي از ياران امام صادق(ع) به آن حضرت گفت : چكار كنم من دنيا را دوست دارم و به آن علاقه مندم! مي ترسم دنيا پرست باشم. امام (ع) فرمود:«با ثروت دنيا چه مي خواهي انجام دهي؟» گفت: هزينة خود و خانواده ام را تهيه كنم و به خويشاوندان كمك كنم. در راه خدا انفاق كنم و حج و عمره به جا آورم. امام (ع) فرمود:«ليس هذا طلب الدنيا هذا طلب الآخرهْ؛ اين دنيا طلبي نيست ، بلكه طلب آخرت است».
اسلام ثروتي را نكوهش مي كند كه مانع رسيدن به كمال باشد و موجب دل بستگي انسان شود. در چنين حالتي است كه خداوند مي فرمايد: بگو اگر پدران و فرزندان و همسران و اقوام شما واموالي كه جمع آوري كرده ايد و تجارتي كه از كسادي آن بيمناك هستيد و خانه هايي كه به آن دل بسته ايد در نزد شما محبوب تراند از خدا و رسول وجهاد در راه خدا پس منتطر امر خدا باشيد.
در اين صورت ثروت اندوزي باعث طغيان و سركشي گردد. از اين رو در بعضي از متون اسلامي از ثروت و برخي از ثروتمندان مذمّت شده است. مذمّت از قارون ثروتمندِ مغرور شاهد گويايي بر اين موضوع است.
سرمايه داران و ثروتمندان در آخر الزمان
با استناد به برخي روايات، خداوند مجراي به دست آوردن روزي برخي از اقشار جامعه را در دست برخي ديگر قرار داده كه يكي را ثروتنمد و ديگري نيازمند مي خوانند. در دورة آخرالزمان مسير رسيدن روزي نيازمندان دچار آفات ذيل مي شود:
ميزان ثروت مبناي تكريم و احترام مي شود، مردم از ثروتمندان و نه متخصصان و عالمان تبعيت مي كنند، سرمايه داران نه تنها ثروت خود را از نيازمندان دريغ مي كنند، بلكه هرچقدر مي توانند اموال آنان را نيز به سرقت مي برند، فقرا به سبب ذلت و حقارتي كه علاوه بر نيازمندي خود در جامعه مي بينند، آخرت خود را به متاع قليلي از دنيا مي فروشند و مبتلا به محرمات و معاصي مي شوند، براي تمسخرو تحقير صدقه مي دهند، گاه فقيري حتي روز جمعه ميان دو نماز دستش را به گدايي دراز مي كند امّا احدي چيزي به او نمي دهد و... .

كسبه، فروشندگان و خريداران

كسي از مردم نيست كه در طول شبانه روز داد و ستد و خريد و فروش نكند. شرع مقدس در اين عرصه نيز مانند ديگر عرصه ها قواعد و قوانين جامع و اثر گذاري وضع كرده تا انسان ها بتوانند زندگي مناسبي را تجربه كنند. در دوره آخرالزمان با اعوجاجات زير اين مناسبات نيز از حد اعتدال خارج شده، به ورطة افراط و تفريط مي افتد:
مردم نه تنها از مال حرام اجتناب نمي كنند كه به دست آوردن آن را نوعي سود و زرنگي مي شمارند، در مقابل كسي را كه به دنبال كسب حلال باشد ملامت و تمسخر مي كنند، رشوه و ربا حلال و سهل شمرده مي شود و آن را به نام هاي ديگر مي خوانند و مبناي تجارت تجار قرار مي دهند. براي داد و ستد رشوه، ربا،قمار، كم فروشي و... با هم مسابقه مي دهند،بخشي از درآمدها و نيازهاي فروشندگان با كم فروشي تامين مي شود،عيب اجناس را پنهان مي كنند و در تجارت به وفور دروغ مي گويند كه البته در نتيجه آن دچار ضيق معيشت مي شوند، تعداد تجار بسيار است و سود به دست آمده اندك، زنان با شوهران خويش و ديگر مردان در كسب و تجارت به رقابت مي پردازند.اميد كه با طلب حقيقي از خداوند متعال و توسل واقعي به پيشگاه با عظمت اهل بيت(ع) پس از آگاهي از حداقل آسيب ها را از اين انحرافات ببينيم.

شهوت مال

در رابطه با مديريت مال و ثروت از ديدگاه قرآن كريم به آية شريفه: «والذين يكنزون الذهب والفضة ولاينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم» (توبه / 340) مي رسيديم.
در اين آيه كريمه، قرآن كريم گروهي از مردم را به تصوير مي كشد كه در جنبه مالي گرفتار انحراف مي شوند. اينان گمان مي كنند تنها هدف زندگي شان اين است كه با هر وسيله اي و از هر جايي از هر راهي – حلال يا حرام – مال بيندوزند. وقتي به مقداري از مال و ثروت دست يافتند به شيوه هاي گوناگون به زياد كردن آن مي پردازند. بدين ترتيب تمام فكر آنان مال و ثروت مي شود. تمام عقل آنان را مال و ثروت فرا مي گيرد و مي كوشند بدون اينكه در راستاي خدمت به مسائل حياتي زندگي يا حل مشكلات گوناگون باشد، مال جمع كنند. هدف از آنان فقط ارضاي عقده طمع-ورزي و شهوت مال اندوزي است.
خداوند مي فرمايد: «ولا ينفقونها في سبيل الله» منظور از راه خدا انجام مسؤوليت در قبال زندگي است. اين مسؤوليت بر حسب موقعيت و شرايط مردم در بين ايشان تقسيم شده است تا هر كسي به توسعه و پيشرفت زندگي بپردازد و توانمندي هاي خود را براي پيشرفت زندگي و رساندن آن به جايگاه هاي عالي تر بكار بندد.

ارزش مال و ثروت

سؤال ديگر مطرح مي شود: مصداق اين آيه در زندگي ما چيست؟ چگونه به اين آيه رنگ واقعيت ببخشيم؟ چگونه به عنوان مسلمان، با اين آيه تعامل به خرج دهيم؟ چگونه از مال در زندگي خود استفاده كنيم؟ خصوصاً وقتي كه ثروتهاي هنگفتي را در گاو صندوق ها و بانكها ذخيره كرده ايم؟ به تعبير ديگر: اين آيه شامل چه كساني مي شود؟ آيا اين ها كساني هستند كه مال جمع مي كنند و حقوق شرعي آنان را مي پردازند و سپس براي تقويت جايگاه اقتصادي خود در جامعه آنان را ذخيره مي كنند. زيرا جايگاه اجتماعي افراد متناسب ميزان ثروت آنهاست يا اينكه ذخيره كردن آنان فقط جنبه فردي دارد و مي خواهند كه نيازهاي فعلي يا آتي خود را وقتي باز نشسته شدند برآورده كنند؟ يا اينان كساني هستند كه به جمع آوري مال مي پردازند و از روي مال دوستي و بخل ورزي آن را ذخيره مي كنند و حقوق شرعي آن را نيز نمي پردازند؟
خداوند مي فرمايد: «وأنفقوا ممّا جعلكم متخلفين فيه» (حديد/7) ، «وآتوهم من مال الله الذي آتاكم»(نور/33). ابوذر اين صحابي گرانقدر پيامبر(ص) از طريق مخالفت با انحراف و فساد و سؤ استفاده ها مالي قدرتمندان، مي خواست همين فضا را در جامعة اسلامي ايجاد كند. چرا كه بعضي از اطرافيان خليفه سوم دچار انحراف و فساد و سؤ استفاده هاي مالي شده بودند. زيرا شيوه توزيع ثروت توسط حكومت به گونه اي بود كه حاكم فكر مي كرد هر طور كه بخواهد مي تواند در مال و ثروت مسلمانان تصرف كند و آن را در اختيار نزديكان خود قرار دهد. اين مسأله مردم را به سمت ثروت اندوزي و نگريستن به ثروت به عنوان يك ارزش اجتماعي براي برتري جويي – آن هم به ضرر كليه هدفهاي جامعه اسلامي- مي كشاند.
فردي نزد امام صادق(ع) آمد و به ايشان عرض كرد: «به خدا سوگند! ما دنبال دنيا هستيم – در حالي كه شما هميشه به ما سفارش مي كنيد كه دنيا را وانهيد - و دوست داريم آن را بدست آوريم – هيچ كسي پيدا نمي شود كه دنيا را دوست نداشته باشد – حضرت فرمود: دوست داري با اين مال چه كني؟ گفت: نياز خودم و خانواده ام را برآورده كنم و آن را صدقه بدهم و حج و عمره به جاي آورم. حضرت فرمود: اين دنيا طلبي نيست بلكه آخرت جويي است.» چرا كه تو از دنيا براي تحقق مسؤوليت هاي الهي خود استفاده مي كني.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 9

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 98
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 27
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 28
  • بازدید ماه : 36
  • بازدید سال : 99
  • بازدید کلی : 25545
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی