loading...

????? ???????

????? ???????

بازدید : 747
11 زمان : 1399:2

شيعه دوازده‌امامي يا اثني‌عشري نام مذهب تشيع در دين اسلام است كه به امامت ۱۲ امام پس از پيامبر اسلام، باور دارند. ايشان را شيعه جعفري يا اماميه هم مي‌نامند. شيعه دوازده امامي در ابتداي قرن بيست و يكم، بزرگترين شاخه از فرق شيعه است.[۱]
محتويات [نهفتن] ۱ اماميه۲ اماميه در منابع فرق اسلامي۳ باورهاي اين مذهب۴ امامت۵ جستارهاي وابسته۶ پانويس۷ منابع۸ پيوند به بيروناماميه[ويرايش]اماميه يكي از مشهورترين اصطلاح‌هاي كلامي اين مذهب شمرده مي‌شود كه برگرفته از «امام» كه در لغت به معني پيشوا و كسي است كه از گفتار او پيروي مي‌شود و جمع آن «ائمه» است.[۲] حرف ياء در آخر آن ياء نسبت است به معني منسوب به امام و چون وصف «فرقه» است مؤنث به كار مي‌رود، يعني فرقه اماميه؛ و «مقصود گروهي است كه پس از رحلت پيامبر اسلام از «امام منصوب از جانب او» پيروي مي‌كنند».[۳]
در اصطلاح نيز به هر گروهي كه پس از پيامبر اسلام به امام منصوب معتقد است، مي‌توان آن را امامي ناميد. در اين صورت، واژه اماميه با شيعه مترادف خواهد بود، زيرا شيعه كسي است كه از امام منصوب به نام علي بن ابي طالب پيروي مي‌كنند و او را بر ديگر صحابه پيامبر اسلام مقدم مي‌دارند.[۴]
اماميه در منابع فرق اسلامي[ويرايش]اشعري شيعه را به سه صنف به نام‌هاي «غاليه»، «رافضه»، «زيديه» تقسيم مي‌كند، و در نتيجه اماميه را با رافضه يكسان مي‌گيرد. او در اين كتاب، براي غاليه ۱۵ فرقه و براي رافضه ۲۴ و براي زيديه ۶ فرقه بيان نموده است».[۵]ملطي، رافضه را با اماميه يكي دانسته و براي آن ۱۸ فرقه نام برده است، كه زيديه نيز از آنان است. او در اين استعمال، اماميه را به معني عام يعني معتقد به امام منصوب گرفته و همه را تحت اين عنوان جمع كرده است. محقق كتاب محمد زاهد كوثري در پاورقي يادآور مي‌شود كه اماميه همان فرقه اثناعشري است، ولي مؤلف هر كسي را كه به امامت معتقد بوده آن را امامي دانسته است.[۶]بغدادي براي روافض چهار فرقه اصلي برشمرده كه عبارتند از زيديه، كيسانيه، اماميه و غلاة و براي زيديه سه فرقه و براي كيسانيه دو فرقه و براي اماميه پانزده فرقه و براي غلاة شش فرقه ذكر كرده است.[۷]اسفرائيني از غلاة نامي نبرده و روافض را تنها به سه فرقه به نام‌هاي زيديه، اماميه و كيسانيه تقسيم نموده و براي اماميه پانزده فرقه ذكر كرده است.[۸]شهرستاني براي شيعه پنج فرقه ذكر كرده به نام‌هاي كيسانيه، زيديه، اماميه، غاليه، اسماعيليه.[۹]احمد امين مصري اساس تشيع را اعتقاد به اين مي‌داند كه علي و فرزندان او از ديگران براي خلافت و امامت شايسته‌تر هستند و پيامبر اسلام نيز آنها را براي اين مقام برگزيده است؛ و غير از فرقه زيديه، ديگر فرق شيعه را تحت عنوان اماميه ناميده، و مهم‌ترين آنها را اثناعشريه مي‌داند.[۱۰]به گفتار شيخ كوثري محقق كتاب ملطي، مناقشه در اصطلاح نيست، هرگاه مقصود از اماميه، اعتقاد به امام منصوب باشد، كليه فرق شيعه، امامي بوده و همه را مي‌توان اماميه ناميد، مگر فرقه‌هاي غالي كه اصولاً اسلام آنها زير سؤال است، واگر مقصود اصطلاح رايج در ميان شيعه و غيره باشد، حق اين است كه اماميه قسمي از شيعه و مرادف با اثنا عشريه و اعتقاد به دوازده امام است، و لذا شيخ مفيد مي‌گويد: اماميه امامت را پس از امام علي و حسنين در اولاد حسين بن علي متمركز مي‌سازند و امامت را تا امام رضا و سپس تا امام مهدي ادامه مي‌دهند.[۱۱]فخر الدين رازي نيز از همين فكر پيروي كرده و مي‌گويد: اماميه گروهي از شيعه است كه مي‌گويند: امام پس از پيامبر اسلام، علي بن ابي طالب، سپس پسرش حسن، سپس برادرش حسين، سپس فرزند حسين، علي بن الحسين، و سپس فرزند او محمد باقر و سپس فرزند او جعفر صادق، و سپس فرزند او موسي كاظم و سپس فرزند او علي بن موسي الرضا و سپس فرزندش محمد تقي و سپس فرزند او علي نقي و سپس فرزند او حسن زكي، و سپس فرزند او محمد و او همان امام قائم است كه جهان در انتظار اوست.[۱۲]از زمان شيخ صدوق كه نگارش عقايد و ملل و نحل در ميان شيعه رواج بيشتري پيدا كرده اصطلاح اماميه را در مورد فرقه اثناعشري به كار مي‌برند. سعد بن عبداللّه اشعري قمي كه از اصحاب عسكري به شمار مي‌رود و در سال ۲۹۹ درگذشته است. كتابوبه نام «مقالات الإمامية» تأليف نموده است.[۱۳] شيخ صدوق (۳۰۶–۳۸۱) كتابوبه نام «رسالة في دين الإمامية» نوشته كه معروف به رساله اعتقادات صدوق است و از اين تاريخ به بعد اماميه در كلمات شيخ مفيد در كتاب «اوائل المقالات» در مورد اثناعشريه به كار مي‌رود؛ و همگي حاكي از اين است كه تقسيم‌بندي اشعري و غيره دقيق نبود و يا از آن، معني عام، اراده نموده‌اند.برخي از پژوهش گران معاصر فرق اسلامي بر اين باورند كه بسياري از اين فرقه‌ها كه اشعري، و يا ملطي و ديگران براي «اماميه» برشمرده‌اند، يا وجود خارجي نداشته، و واقعيت آن نوعي فرقه تراشي است، مانند «زراريه» و «هشاميه» و يا بر فرض صحت، داشتن عقيده خاص در يك مسئله كلامي، مايه تعدد فرقه نمي‌گردد. آنچه مي‌تواند محور تقسيم در مفهوم «اماميه» به معني اعم باشد، اختلاف و دوگانگي در استمرار امامت و مصاديق آن‌ها است، بنابراين فقط مي‌توان «زيديه» و «اسماعيليه» و «واقفيه» را از فرق شيعه شمرد. شايد انگيزه براي تكثير فرق، تحقق بخشيدن به حديث معروف كه امت اسلامي را به هفتاد و سه فرقه مي‌رساند بوده است.[۱۴]

شيعه دوازده‌امامي يا اثني‌عشري نام مذهب تشيع در دين اسلام است كه به امامت ۱۲ امام پس از پيامبر اسلام، باور دارند. ايشان را شيعه جعفري يا اماميه هم مي‌نامند. شيعه دوازده امامي در ابتداي قرن بيست و يكم، بزرگترين شاخه از فرق شيعه است.[۱]
محتويات [نهفتن] ۱ اماميه۲ اماميه در منابع فرق اسلامي۳ باورهاي اين مذهب۴ امامت۵ جستارهاي وابسته۶ پانويس۷ منابع۸ پيوند به بيروناماميه[ويرايش]اماميه يكي از مشهورترين اصطلاح‌هاي كلامي اين مذهب شمرده مي‌شود كه برگرفته از «امام» كه در لغت به معني پيشوا و كسي است كه از گفتار او پيروي مي‌شود و جمع آن «ائمه» است.[۲] حرف ياء در آخر آن ياء نسبت است به معني منسوب به امام و چون وصف «فرقه» است مؤنث به كار مي‌رود، يعني فرقه اماميه؛ و «مقصود گروهي است كه پس از رحلت پيامبر اسلام از «امام منصوب از جانب او» پيروي مي‌كنند».[۳]
در اصطلاح نيز به هر گروهي كه پس از پيامبر اسلام به امام منصوب معتقد است، مي‌توان آن را امامي ناميد. در اين صورت، واژه اماميه با شيعه مترادف خواهد بود، زيرا شيعه كسي است كه از امام منصوب به نام علي بن ابي طالب پيروي مي‌كنند و او را بر ديگر صحابه پيامبر اسلام مقدم مي‌دارند.[۴]
اماميه در منابع فرق اسلامي[ويرايش]اشعري شيعه را به سه صنف به نام‌هاي «غاليه»، «رافضه»، «زيديه» تقسيم مي‌كند، و در نتيجه اماميه را با رافضه يكسان مي‌گيرد. او در اين كتاب، براي غاليه ۱۵ فرقه و براي رافضه ۲۴ و براي زيديه ۶ فرقه بيان نموده است».[۵]ملطي، رافضه را با اماميه يكي دانسته و براي آن ۱۸ فرقه نام برده است، كه زيديه نيز از آنان است. او در اين استعمال، اماميه را به معني عام يعني معتقد به امام منصوب گرفته و همه را تحت اين عنوان جمع كرده است. محقق كتاب محمد زاهد كوثري در پاورقي يادآور مي‌شود كه اماميه همان فرقه اثناعشري است، ولي مؤلف هر كسي را كه به امامت معتقد بوده آن را امامي دانسته است.[۶]بغدادي براي روافض چهار فرقه اصلي برشمرده كه عبارتند از زيديه، كيسانيه، اماميه و غلاة و براي زيديه سه فرقه و براي كيسانيه دو فرقه و براي اماميه پانزده فرقه و براي غلاة شش فرقه ذكر كرده است.[۷]اسفرائيني از غلاة نامي نبرده و روافض را تنها به سه فرقه به نام‌هاي زيديه، اماميه و كيسانيه تقسيم نموده و براي اماميه پانزده فرقه ذكر كرده است.[۸]شهرستاني براي شيعه پنج فرقه ذكر كرده به نام‌هاي كيسانيه، زيديه، اماميه، غاليه، اسماعيليه.[۹]احمد امين مصري اساس تشيع را اعتقاد به اين مي‌داند كه علي و فرزندان او از ديگران براي خلافت و امامت شايسته‌تر هستند و پيامبر اسلام نيز آنها را براي اين مقام برگزيده است؛ و غير از فرقه زيديه، ديگر فرق شيعه را تحت عنوان اماميه ناميده، و مهم‌ترين آنها را اثناعشريه مي‌داند.[۱۰]به گفتار شيخ كوثري محقق كتاب ملطي، مناقشه در اصطلاح نيست، هرگاه مقصود از اماميه، اعتقاد به امام منصوب باشد، كليه فرق شيعه، امامي بوده و همه را مي‌توان اماميه ناميد، مگر فرقه‌هاي غالي كه اصولاً اسلام آنها زير سؤال است، واگر مقصود اصطلاح رايج در ميان شيعه و غيره باشد، حق اين است كه اماميه قسمي از شيعه و مرادف با اثنا عشريه و اعتقاد به دوازده امام است، و لذا شيخ مفيد مي‌گويد: اماميه امامت را پس از امام علي و حسنين در اولاد حسين بن علي متمركز مي‌سازند و امامت را تا امام رضا و سپس تا امام مهدي ادامه مي‌دهند.[۱۱]فخر الدين رازي نيز از همين فكر پيروي كرده و مي‌گويد: اماميه گروهي از شيعه است كه مي‌گويند: امام پس از پيامبر اسلام، علي بن ابي طالب، سپس پسرش حسن، سپس برادرش حسين، سپس فرزند حسين، علي بن الحسين، و سپس فرزند او محمد باقر و سپس فرزند او جعفر صادق، و سپس فرزند او موسي كاظم و سپس فرزند او علي بن موسي الرضا و سپس فرزندش محمد تقي و سپس فرزند او علي نقي و سپس فرزند او حسن زكي، و سپس فرزند او محمد و او همان امام قائم است كه جهان در انتظار اوست.[۱۲]از زمان شيخ صدوق كه نگارش عقايد و ملل و نحل در ميان شيعه رواج بيشتري پيدا كرده اصطلاح اماميه را در مورد فرقه اثناعشري به كار مي‌برند. سعد بن عبداللّه اشعري قمي كه از اصحاب عسكري به شمار مي‌رود و در سال ۲۹۹ درگذشته است. كتابوبه نام «مقالات الإمامية» تأليف نموده است.[۱۳] شيخ صدوق (۳۰۶–۳۸۱) كتابوبه نام «رسالة في دين الإمامية» نوشته كه معروف به رساله اعتقادات صدوق است و از اين تاريخ به بعد اماميه در كلمات شيخ مفيد در كتاب «اوائل المقالات» در مورد اثناعشريه به كار مي‌رود؛ و همگي حاكي از اين است كه تقسيم‌بندي اشعري و غيره دقيق نبود و يا از آن، معني عام، اراده نموده‌اند.برخي از پژوهش گران معاصر فرق اسلامي بر اين باورند كه بسياري از اين فرقه‌ها كه اشعري، و يا ملطي و ديگران براي «اماميه» برشمرده‌اند، يا وجود خارجي نداشته، و واقعيت آن نوعي فرقه تراشي است، مانند «زراريه» و «هشاميه» و يا بر فرض صحت، داشتن عقيده خاص در يك مسئله كلامي، مايه تعدد فرقه نمي‌گردد. آنچه مي‌تواند محور تقسيم در مفهوم «اماميه» به معني اعم باشد، اختلاف و دوگانگي در استمرار امامت و مصاديق آن‌ها است، بنابراين فقط مي‌توان «زيديه» و «اسماعيليه» و «واقفيه» را از فرق شيعه شمرد. شايد انگيزه براي تكثير فرق، تحقق بخشيدن به حديث معروف كه امت اسلامي را به هفتاد و سه فرقه مي‌رساند بوده است.[۱۴]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 9

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 98
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 83
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 84
  • بازدید ماه : 92
  • بازدید سال : 155
  • بازدید کلی : 25601
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی