loading...

????? ???????

????? ???????

بازدید : 783
11 زمان : 1399:2

تعريف عبادت[ويرايش]
مفهوم «عبادت» در استعمال متداول و شايع آن تا حدودى مورد اختلاف است و در اين زمينه چند نظر وجود دارد:
← نهايت خضوعهمان معناى اصلى، يعنى خضوع يا نهايت خضوع. اين معنا مورد قبول اكثر واژه شناسان است. [۹] [۱۰] [۱۱]همان طور كه گفته شد اكثر كتابهاى لغت و بسيارى از كتاب‌هاى تفسير همين معنا را مورد تأييد قرار داده‌ اند.
← اطاعت و فرمانبردارياطاعت و فرمانبرداري [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵]برخى نيز «عبادت» را «اطاعت خاشعانه» دانسته‌اند [۱۶]
← معاني متعدد به تناسب مواردمعانى متعدد به تناسب موارد [۱۷] (مثل خضوع، اطاعت و ...)
← عمل مقرون به قصد قربتعملى كه همراه با «قصد قربت» و انگيزه الاهى است.با دقت در مفهوم و كاربردهاى واژه «عبادت» روشن مى‌شود كه هر چند عبادت نوعى خضوع و فروتني است، اما هر خضوعى عبادت نيست. بدون شك كسى كه در برابر شخصى تواضع و خضوع مى‌كند نمى‌گويند او را عبادت كرده است. همچنين هرگونه «اطاعت» و فرمانبردارى مصداق عبادت نيست. اينكه در اسلام عبادت غير خدا حرام است اما تواضع و اطاعت ديگرى جايز است.دليل بر اين مطلب است كه عبادت مرادف اين دو واژه نيست. بنابراين، معناى اول و دوم مورد تأييد نيست.
ارزيابي تعاريف[ويرايش]
نظريه سوم، كه عبادت را چند مفهومه گرفته است، هر چند ممكن است صحيح باشد، اما سؤال اصلى اين است كه مفهوم اولى و شايع عبادت كدام است؟به عبارت ديگر، عبادت ممكن است معناى حقيقى اولى و ثانوى داشته باشد، در اين صورت بايد مفهوم متداول و نخستين آن كه بدون قرينه از آن فهميده مى‌شود روشن گردد.نظريه چهارم، يعنى عملى كه با قصد قربت و جهت‌گيرى الاهى باشد، مورد قبول اكثر عالمان فقه و اصول [۱۸] [۱۹] [۲۰] [۲۱] [۲۲] و برخى ديگر است. خاطر نشان مى‌شود، مقصود اكثر عالمان فقه و اصول از اين تعريف، عبادتى است كه در اسلام مطرح است، نه دقيقا بيان معناى لغوى آن (چنان كه در متن توضيح داده شده است)به نظر مى‌رسد اين معنا نزديك‌ترين معنا به مفهوم عبادت باشد، با اين توضيح كه، بنابر اينكه مفهوم اصلى عبادت خضوع و خشوع باشد، منظور از آن خضوعى است كه همراه با نوعى «تقديس» مقصود از «تقديس» هرگونه تقديسى نيست (مثل تقديس امام يا پيامبر»، بلكه مقصود قداستى است كه جنبه الوهيت و ربوبيت داشته باشد.باشد، يعنى خضوعى كه با اعتقاد به الوهيت و ربوبيت معبود اعم از اينكه خداى حقيقى باشد يا پندارى و اعم از اينكه رب مطلق باشد يا رب النوع و ... انجام شود. اين تفسير از عبادت را «علامه بلاغى» [۲۳] و همچنين «شهيد مطهري» [۲۴] ، بيان كرده است مرحوم حاج مصطفى خمينى نيز در تفسير خود آن را به ‌عنوان «وضع تعينى» (و نه تعيينى» براى عبادت تأييد مى‌كند. زيرا اگر خشوع توأم با تقديس (به مفهومى كه بيان شد) نباشد، مثلا در برابر انسانى بدون اعتقاد به ربوبيت وىخضوع كند، مصداق «ادب» و احترام است، نه «عبادت». شايد مقصود برخى اهل لغت و تفسير كه عبادت را به مفهوم «نهايت خضوع» [۲۵] [۲۶] يا «اطاعت خاشعانه» [۲۷] دانسته‌اند نيز همين معنا باشد. لسان العرب» در يك مورد، «عبد» را به «تأله» تفسير كرده كه شايد به مفهومى كه گفته شد نزديك‌تر باشد.اين مفهوم، لااقل معناى حقيقى اولى و شايع عبادت است عبادت مى‌تواند معناى «اسم مصدرى» داشته باشد، كه بدين معنا بر نماز و روزه و مانند آن اطلاق مى‌شود و مى‌تواند «مصدر متعدى» باشد كه به معناى «عبادت كردن» (بجا آوردن نماز و ...» است و اگر معنايى درگير چون خضوع، اطاعت و ... دارد، معناى حقيقى ثانوى (يا مجاز) است (كه نياز به قرينه دارد). مؤيد اين مطلب، سخن امام صادق عليه‌السلام درباره حقيقت عبادت است كه فرمود: «نيت خوب - قصد قربت - داشتن در اطاعت، آن‌گونه كه خدا دستور داده است» [۲۸]
مفهوم قصد قربت[ويرايش]
منظور از «قصد قربت» در تعريف عبادت، آن است كه عمل، انگيزه و جهت الاهى داشته باشد، اعم از اينكه به خاطر محبت و رضاى حق باشد يا امتثال امرا و يا شكرگذارى به درگاه او يا دستيابى به بهشت يا فرار از عذاب و ....
معادل فارسي عبادت[ويرايش]
معادل فارسى لفظ عبادت را برخى «بندگي» و «پرستش» دانسته‌اند. [۲۹] البته فرهنگ معين عبادت را به صورت مصدر متعدى معنا كرده است، يعنى پرستش كردن، بندگى كردن. [۳۰] همان طور كه توضيح داده شد، واژه عبادت، بر نوعى «تقديس» دلالت دارد، در حالى كه واژه «بندگى» (بدون قيد) فاقد اين ويژگى است، از اين رو در مورد بندگى انسان‌ها نسبت به يكديگر نيز فراوان استعمال مى‌شود، كه مرادف «بردگى» و «غلامى» است لفظ «بندگى» در واقع بيشتر، معادل واژه «عبوديت» است، نه «عبادت» . البته اگر از واژه «بندگى»، بندگى خاص، يعنى «بندگى خداوند» اراده شود، دلالت بر تقديس مى‌كند، لكن چنين معنايى از لفظ «بندگى» (بدون قيد) فهميده نمى‌شود. اما كلمه «پرستش»، به مفهوم عبادت نزديك‌تر است، زيرا مشتمل بر ويژگى «تقديس» نيز هست.حداقل بخشى از عبادت (همان طور كه امام خمينى در تهذيب الاصول فرموده است معادل پرستيدن (مصدر متعدى) است.واژه «عبوديت» نيز (همانند عبادت) در اصل، به نظر بسيارى از واژه‌شناسان، به مفهوم «خضوع» است. [۳۱] [۳۲] و در استعمال متداول آن، معانى متعددى چون خضوع [۳۳] (كه همان معناى اصلى است)، اطاعت، [۳۴] پرستش گفته شده است. [۳۵] برخى نيز «عبوديت» را مرادف با «عبادت» دانسته ‌اند. [۳۶] [۳۷] همان طور كه هر «اطاعتى» نيز عبوديت نيست (هر چند عبوديت بدون اطاعت معنا ندارد). نظر ديگر، كه عبوديت را مرادف عبادت دانسته است، نيز با كاربردهاى اين واژه سازگار نيست. زيرا لفظ «عبادت»، در استعمال شايع آن، نوعا درباره خدا به كار مى‌رود، البته واژه عبادت و مشتقات آن در مورد غير خدا هم استعمال شده است، لكن يا حقيقت ثانوى است يا مجاز. [۳۸] درحالى كه لفظ «عبوديت» در مورد انسان نيز فراوان استعمال مى‌شود. در برخى دعاها آمده است «... اى كسى كه يوسف را بعد از عبوديت (بردگى) پيامبر قرار دادى». [۳۹]همچنين در مورد «زيد» كه در خدمت پيامبر بود و پدر و مادر وى او را از پيامبر خواستند، اما زيد خدمت‌گزارى نزد آن حضرت را بر رفتن به نزد پدر و مادر ترجيح داد، به او گفتند: «اتختار العبودية»، يعنى: آيا عبوديت را بر آزادى ترجيح مى‌دهى .... [۴۰]در كتابهاى فقهى نيز عبوديت در مورد غلام و برده استعمال شده است. به‌عنوان مثال در كتب فقه آمده است: «و لا يجوز رد الحر الى العبودية»، يعنى، جايز نيست انسان حر و آزاد شده را به بردگى و عبوديت برگرداند [۴۱]
تشابه عبوديت و عبادت[ويرايش]
به نظر مى‌رسد واژه «عبوديت» به دليل كاربردهاى آن به مفهوم «بندگى»، «بردگى»، «مملوكيت»، «عبديت» و مانند آن است. در كتاب بحار قضيه‌ اى را از يكى از اصحاب امام صادق عليه‌السلام نقل مى‌كند كه مشتمل بر جمله‌اى است كه مى‌تواند شاهدى بر مطلب فوق باشد. وى مى‌گويد: در مسافرت به مدينه همسفرى داشتم كه (به دليلى) كمر به خدمت و «عبوديت» او بستم: «.... و طنت نفسي عليه من خدمته و العبودية له..» [۴۲] عبوديت اگر به خدا انتساب پيدا كند، شخصى به واسطه آن، عنوان «عبدالله» مى‌يابد ر روايات متعدد آمده است: بهترين نامها آن است كه دلالت بر عبوديت كند مثل عبدالله و عبدالرحمان و ... [۴۳] و اگر به غير خدا انتساب پيدا كند، عنوان «عبد غير خدا» مى‌يابد. در كتاب «شرح الاسماء الحسنى» نوشته «حاج ملا هادى سبزوارى» آمده است: در شب معراج به پيامبر خطاب شد: «هر چه از سعادت‌ها كه مى‌خواهى درخواست كن! پيامبر گفت: من را به عبوديت خودت منتسب كن ! در اين هنگام اين آيه سبحان الذى اسرى بعبده... نازل شد». [۴۴]
تفاوت عبوديت و عبادت[ويرايش]
تفاوت عبوديت با عبادت، بنابراين معنا (جدا از مسئله تقديس)، اين است كه عبادت از مقوله «فعل» و عمل است كه انسان انجام مى‌دهد، اما عبوديت «صفت» است كه انسان به آن متصف مى‌شود . مثلا مى‌گويند: فلانى «صفت عبوديت» دارد، اما نمى‌گويند «صفت عبادت» دارد (بلكه فاعل آن است).اين در صورتى است كه عبوديت به معناى «اسم مصدرى» در نظر گرفته شود، اما اگر به صورت «مصدر متعدى» لحاظ شود، به مفهوم «بندگى كردن» است، كه از مقوله فعل و عمل است و اگر به همين معنا به خدا انتساب يابد (بندگى خدا كردن)، در اين صورت از نظر مصداق با عبادت يكى خواهد شد. شايد كسانى كه واژه عبادت و عبوديت را به يك معنا گرفته‌ اند، اولا عبوديت را «مصدر متعدى» فرض كرده‌اند و ثانيا عبوديت مقصد يعنى عبوديت خداوند را منظور كرده‌اند.در اينجا مناسب است نظر امام خمينى قدس سره درباره موضوع عبادت، كه در مبحث «تعبدى و توصلى» علم اصول بيان كرده‌اند، آورده شود. ايشان مى‌گويند: «عبادت؛ واجب آن است كه نياز به قصد قربت دارد و آن بر دو قسم است. قسم اول عبادتى است كه نفس عمل براى عبوديت و تقرب به خداوند تشريع شده است مثل نماز و حج كه در زبان فارسى به آن «پرستش» مى‌گويند . قسم دوم عملى است كه نفس عمل براى تقرب به خداوند وضع نشده است، مثل زكات و خمس. اين قسم هر چند عبادت است و بدون قصد قربت امتثال نمى‌شود، اما مصداق عبوديت و پرستش نيست» .از سخنان ايشان استفاده مى‌شود كه عبادت به طور كلى عبارت است از عملى كه يا قصد قربت انجام شود، اما هر عبادتى پرستش خداوند نيست بلكه عملى كه براى اظهار عبوديت خداوند وضع شده است پرستش است. [۴۵]
شرايط كمال عبادات[ويرايش]
غير از شرايط صحّت و قبول عبادات، اموري هم جزء شرايط كمال عبادت است. اين شرايط، نشان دهنده ارزش والاتر و محتواي بهتر و تأثير بيشتر عبادات است. شرايط كمال عبادات، از اين قرار است:
← مشكل تر باشدانجام كارها و عبادات آسان، از همه كس بر مي آيد، ولي عباداتي كه دشوارتر است و همّت و اراده و رنج بيشتري لازم دارد، با ارزش تر و به كمال نزديك تر است. قرآن، از كساني كه در دوران سختي، پيامبر خدا را ياري و پيروي كردند ستايش مي كند. [۴۶]امام مجتبي ـ عليه السّلام ـ با آنكه مركب سواري داشت، ولي پياده به سفر حج مي رفت تا پاداش بيشتري داشته باشد. قرآن، از نماز شب خواناني تمجيد مي‌كند كه خود را از بستر نرم و گرم جدا كرده به نيايش و نماز مي‌پردازند. [۴۷]علي ـ عليه السّلام ـ فرموده است: «اَفْضَلُ الاعمالِ ما اَكْرَهْتَ نَفْسَكَ عَلَيْهِ» [۴۸]برترين كارها آن است كه خود را بر انجام آن وادار كني.قرآن، پاداش و مقام مجاهدان بزرگ و سخت كوش را برتر دانسته و مي‌فرمايد: «فَضَّلَ اللَّهُ الُْمجاهِدِينَ عَلَي الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً» [۴۹]
← مهم تر باشددر انجام كارها، رعايت «اهم و مهّم»، نشان عقل و عاقبت انديشي و مصلحت شناسي است و اسلام، در كارها به آنچه كه لازم تر و مفيدتر و مهم تر است تشويق مي كند، چه در آموختن، چه در عبادت، چه در انفاق.پيامبر اسلام فرموده است: «لا صَدَقَهَ وَ ذُورَحِمٍ مُحتاج» [۵۰]با وجود بستگان نيازمند، انفاق و كمك به ديگران بي ارزش است.و علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «لا قُربَه بِالنَوافِلِ اِذا اَضرَّتْ بِالْفَرائِضِ» [۵۱]هر گاه نمازهاي مستحب، به نمازهاي واجب ضرر برساند، آنگونه عبادت، موجب قرب به خدا نخواهد بود.

تعريف عبادت[ويرايش]
مفهوم «عبادت» در استعمال متداول و شايع آن تا حدودى مورد اختلاف است و در اين زمينه چند نظر وجود دارد:
← نهايت خضوعهمان معناى اصلى، يعنى خضوع يا نهايت خضوع. اين معنا مورد قبول اكثر واژه شناسان است. [۹] [۱۰] [۱۱]همان طور كه گفته شد اكثر كتابهاى لغت و بسيارى از كتاب‌هاى تفسير همين معنا را مورد تأييد قرار داده‌ اند.
← اطاعت و فرمانبردارياطاعت و فرمانبرداري [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵]برخى نيز «عبادت» را «اطاعت خاشعانه» دانسته‌اند [۱۶]
← معاني متعدد به تناسب مواردمعانى متعدد به تناسب موارد [۱۷] (مثل خضوع، اطاعت و ...)
← عمل مقرون به قصد قربتعملى كه همراه با «قصد قربت» و انگيزه الاهى است.با دقت در مفهوم و كاربردهاى واژه «عبادت» روشن مى‌شود كه هر چند عبادت نوعى خضوع و فروتني است، اما هر خضوعى عبادت نيست. بدون شك كسى كه در برابر شخصى تواضع و خضوع مى‌كند نمى‌گويند او را عبادت كرده است. همچنين هرگونه «اطاعت» و فرمانبردارى مصداق عبادت نيست. اينكه در اسلام عبادت غير خدا حرام است اما تواضع و اطاعت ديگرى جايز است.دليل بر اين مطلب است كه عبادت مرادف اين دو واژه نيست. بنابراين، معناى اول و دوم مورد تأييد نيست.
ارزيابي تعاريف[ويرايش]
نظريه سوم، كه عبادت را چند مفهومه گرفته است، هر چند ممكن است صحيح باشد، اما سؤال اصلى اين است كه مفهوم اولى و شايع عبادت كدام است؟به عبارت ديگر، عبادت ممكن است معناى حقيقى اولى و ثانوى داشته باشد، در اين صورت بايد مفهوم متداول و نخستين آن كه بدون قرينه از آن فهميده مى‌شود روشن گردد.نظريه چهارم، يعنى عملى كه با قصد قربت و جهت‌گيرى الاهى باشد، مورد قبول اكثر عالمان فقه و اصول [۱۸] [۱۹] [۲۰] [۲۱] [۲۲] و برخى ديگر است. خاطر نشان مى‌شود، مقصود اكثر عالمان فقه و اصول از اين تعريف، عبادتى است كه در اسلام مطرح است، نه دقيقا بيان معناى لغوى آن (چنان كه در متن توضيح داده شده است)به نظر مى‌رسد اين معنا نزديك‌ترين معنا به مفهوم عبادت باشد، با اين توضيح كه، بنابر اينكه مفهوم اصلى عبادت خضوع و خشوع باشد، منظور از آن خضوعى است كه همراه با نوعى «تقديس» مقصود از «تقديس» هرگونه تقديسى نيست (مثل تقديس امام يا پيامبر»، بلكه مقصود قداستى است كه جنبه الوهيت و ربوبيت داشته باشد.باشد، يعنى خضوعى كه با اعتقاد به الوهيت و ربوبيت معبود اعم از اينكه خداى حقيقى باشد يا پندارى و اعم از اينكه رب مطلق باشد يا رب النوع و ... انجام شود. اين تفسير از عبادت را «علامه بلاغى» [۲۳] و همچنين «شهيد مطهري» [۲۴] ، بيان كرده است مرحوم حاج مصطفى خمينى نيز در تفسير خود آن را به ‌عنوان «وضع تعينى» (و نه تعيينى» براى عبادت تأييد مى‌كند. زيرا اگر خشوع توأم با تقديس (به مفهومى كه بيان شد) نباشد، مثلا در برابر انسانى بدون اعتقاد به ربوبيت وىخضوع كند، مصداق «ادب» و احترام است، نه «عبادت». شايد مقصود برخى اهل لغت و تفسير كه عبادت را به مفهوم «نهايت خضوع» [۲۵] [۲۶] يا «اطاعت خاشعانه» [۲۷] دانسته‌اند نيز همين معنا باشد. لسان العرب» در يك مورد، «عبد» را به «تأله» تفسير كرده كه شايد به مفهومى كه گفته شد نزديك‌تر باشد.اين مفهوم، لااقل معناى حقيقى اولى و شايع عبادت است عبادت مى‌تواند معناى «اسم مصدرى» داشته باشد، كه بدين معنا بر نماز و روزه و مانند آن اطلاق مى‌شود و مى‌تواند «مصدر متعدى» باشد كه به معناى «عبادت كردن» (بجا آوردن نماز و ...» است و اگر معنايى درگير چون خضوع، اطاعت و ... دارد، معناى حقيقى ثانوى (يا مجاز) است (كه نياز به قرينه دارد). مؤيد اين مطلب، سخن امام صادق عليه‌السلام درباره حقيقت عبادت است كه فرمود: «نيت خوب - قصد قربت - داشتن در اطاعت، آن‌گونه كه خدا دستور داده است» [۲۸]
مفهوم قصد قربت[ويرايش]
منظور از «قصد قربت» در تعريف عبادت، آن است كه عمل، انگيزه و جهت الاهى داشته باشد، اعم از اينكه به خاطر محبت و رضاى حق باشد يا امتثال امرا و يا شكرگذارى به درگاه او يا دستيابى به بهشت يا فرار از عذاب و ....
معادل فارسي عبادت[ويرايش]
معادل فارسى لفظ عبادت را برخى «بندگي» و «پرستش» دانسته‌اند. [۲۹] البته فرهنگ معين عبادت را به صورت مصدر متعدى معنا كرده است، يعنى پرستش كردن، بندگى كردن. [۳۰] همان طور كه توضيح داده شد، واژه عبادت، بر نوعى «تقديس» دلالت دارد، در حالى كه واژه «بندگى» (بدون قيد) فاقد اين ويژگى است، از اين رو در مورد بندگى انسان‌ها نسبت به يكديگر نيز فراوان استعمال مى‌شود، كه مرادف «بردگى» و «غلامى» است لفظ «بندگى» در واقع بيشتر، معادل واژه «عبوديت» است، نه «عبادت» . البته اگر از واژه «بندگى»، بندگى خاص، يعنى «بندگى خداوند» اراده شود، دلالت بر تقديس مى‌كند، لكن چنين معنايى از لفظ «بندگى» (بدون قيد) فهميده نمى‌شود. اما كلمه «پرستش»، به مفهوم عبادت نزديك‌تر است، زيرا مشتمل بر ويژگى «تقديس» نيز هست.حداقل بخشى از عبادت (همان طور كه امام خمينى در تهذيب الاصول فرموده است معادل پرستيدن (مصدر متعدى) است.واژه «عبوديت» نيز (همانند عبادت) در اصل، به نظر بسيارى از واژه‌شناسان، به مفهوم «خضوع» است. [۳۱] [۳۲] و در استعمال متداول آن، معانى متعددى چون خضوع [۳۳] (كه همان معناى اصلى است)، اطاعت، [۳۴] پرستش گفته شده است. [۳۵] برخى نيز «عبوديت» را مرادف با «عبادت» دانسته ‌اند. [۳۶] [۳۷] همان طور كه هر «اطاعتى» نيز عبوديت نيست (هر چند عبوديت بدون اطاعت معنا ندارد). نظر ديگر، كه عبوديت را مرادف عبادت دانسته است، نيز با كاربردهاى اين واژه سازگار نيست. زيرا لفظ «عبادت»، در استعمال شايع آن، نوعا درباره خدا به كار مى‌رود، البته واژه عبادت و مشتقات آن در مورد غير خدا هم استعمال شده است، لكن يا حقيقت ثانوى است يا مجاز. [۳۸] درحالى كه لفظ «عبوديت» در مورد انسان نيز فراوان استعمال مى‌شود. در برخى دعاها آمده است «... اى كسى كه يوسف را بعد از عبوديت (بردگى) پيامبر قرار دادى». [۳۹]همچنين در مورد «زيد» كه در خدمت پيامبر بود و پدر و مادر وى او را از پيامبر خواستند، اما زيد خدمت‌گزارى نزد آن حضرت را بر رفتن به نزد پدر و مادر ترجيح داد، به او گفتند: «اتختار العبودية»، يعنى: آيا عبوديت را بر آزادى ترجيح مى‌دهى .... [۴۰]در كتابهاى فقهى نيز عبوديت در مورد غلام و برده استعمال شده است. به‌عنوان مثال در كتب فقه آمده است: «و لا يجوز رد الحر الى العبودية»، يعنى، جايز نيست انسان حر و آزاد شده را به بردگى و عبوديت برگرداند [۴۱]
تشابه عبوديت و عبادت[ويرايش]
به نظر مى‌رسد واژه «عبوديت» به دليل كاربردهاى آن به مفهوم «بندگى»، «بردگى»، «مملوكيت»، «عبديت» و مانند آن است. در كتاب بحار قضيه‌ اى را از يكى از اصحاب امام صادق عليه‌السلام نقل مى‌كند كه مشتمل بر جمله‌اى است كه مى‌تواند شاهدى بر مطلب فوق باشد. وى مى‌گويد: در مسافرت به مدينه همسفرى داشتم كه (به دليلى) كمر به خدمت و «عبوديت» او بستم: «.... و طنت نفسي عليه من خدمته و العبودية له..» [۴۲] عبوديت اگر به خدا انتساب پيدا كند، شخصى به واسطه آن، عنوان «عبدالله» مى‌يابد ر روايات متعدد آمده است: بهترين نامها آن است كه دلالت بر عبوديت كند مثل عبدالله و عبدالرحمان و ... [۴۳] و اگر به غير خدا انتساب پيدا كند، عنوان «عبد غير خدا» مى‌يابد. در كتاب «شرح الاسماء الحسنى» نوشته «حاج ملا هادى سبزوارى» آمده است: در شب معراج به پيامبر خطاب شد: «هر چه از سعادت‌ها كه مى‌خواهى درخواست كن! پيامبر گفت: من را به عبوديت خودت منتسب كن ! در اين هنگام اين آيه سبحان الذى اسرى بعبده... نازل شد». [۴۴]
تفاوت عبوديت و عبادت[ويرايش]
تفاوت عبوديت با عبادت، بنابراين معنا (جدا از مسئله تقديس)، اين است كه عبادت از مقوله «فعل» و عمل است كه انسان انجام مى‌دهد، اما عبوديت «صفت» است كه انسان به آن متصف مى‌شود . مثلا مى‌گويند: فلانى «صفت عبوديت» دارد، اما نمى‌گويند «صفت عبادت» دارد (بلكه فاعل آن است).اين در صورتى است كه عبوديت به معناى «اسم مصدرى» در نظر گرفته شود، اما اگر به صورت «مصدر متعدى» لحاظ شود، به مفهوم «بندگى كردن» است، كه از مقوله فعل و عمل است و اگر به همين معنا به خدا انتساب يابد (بندگى خدا كردن)، در اين صورت از نظر مصداق با عبادت يكى خواهد شد. شايد كسانى كه واژه عبادت و عبوديت را به يك معنا گرفته‌ اند، اولا عبوديت را «مصدر متعدى» فرض كرده‌اند و ثانيا عبوديت مقصد يعنى عبوديت خداوند را منظور كرده‌اند.در اينجا مناسب است نظر امام خمينى قدس سره درباره موضوع عبادت، كه در مبحث «تعبدى و توصلى» علم اصول بيان كرده‌اند، آورده شود. ايشان مى‌گويند: «عبادت؛ واجب آن است كه نياز به قصد قربت دارد و آن بر دو قسم است. قسم اول عبادتى است كه نفس عمل براى عبوديت و تقرب به خداوند تشريع شده است مثل نماز و حج كه در زبان فارسى به آن «پرستش» مى‌گويند . قسم دوم عملى است كه نفس عمل براى تقرب به خداوند وضع نشده است، مثل زكات و خمس. اين قسم هر چند عبادت است و بدون قصد قربت امتثال نمى‌شود، اما مصداق عبوديت و پرستش نيست» .از سخنان ايشان استفاده مى‌شود كه عبادت به طور كلى عبارت است از عملى كه يا قصد قربت انجام شود، اما هر عبادتى پرستش خداوند نيست بلكه عملى كه براى اظهار عبوديت خداوند وضع شده است پرستش است. [۴۵]
شرايط كمال عبادات[ويرايش]
غير از شرايط صحّت و قبول عبادات، اموري هم جزء شرايط كمال عبادت است. اين شرايط، نشان دهنده ارزش والاتر و محتواي بهتر و تأثير بيشتر عبادات است. شرايط كمال عبادات، از اين قرار است:
← مشكل تر باشدانجام كارها و عبادات آسان، از همه كس بر مي آيد، ولي عباداتي كه دشوارتر است و همّت و اراده و رنج بيشتري لازم دارد، با ارزش تر و به كمال نزديك تر است. قرآن، از كساني كه در دوران سختي، پيامبر خدا را ياري و پيروي كردند ستايش مي كند. [۴۶]امام مجتبي ـ عليه السّلام ـ با آنكه مركب سواري داشت، ولي پياده به سفر حج مي رفت تا پاداش بيشتري داشته باشد. قرآن، از نماز شب خواناني تمجيد مي‌كند كه خود را از بستر نرم و گرم جدا كرده به نيايش و نماز مي‌پردازند. [۴۷]علي ـ عليه السّلام ـ فرموده است: «اَفْضَلُ الاعمالِ ما اَكْرَهْتَ نَفْسَكَ عَلَيْهِ» [۴۸]برترين كارها آن است كه خود را بر انجام آن وادار كني.قرآن، پاداش و مقام مجاهدان بزرگ و سخت كوش را برتر دانسته و مي‌فرمايد: «فَضَّلَ اللَّهُ الُْمجاهِدِينَ عَلَي الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً» [۴۹]
← مهم تر باشددر انجام كارها، رعايت «اهم و مهّم»، نشان عقل و عاقبت انديشي و مصلحت شناسي است و اسلام، در كارها به آنچه كه لازم تر و مفيدتر و مهم تر است تشويق مي كند، چه در آموختن، چه در عبادت، چه در انفاق.پيامبر اسلام فرموده است: «لا صَدَقَهَ وَ ذُورَحِمٍ مُحتاج» [۵۰]با وجود بستگان نيازمند، انفاق و كمك به ديگران بي ارزش است.و علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «لا قُربَه بِالنَوافِلِ اِذا اَضرَّتْ بِالْفَرائِضِ» [۵۱]هر گاه نمازهاي مستحب، به نمازهاي واجب ضرر برساند، آنگونه عبادت، موجب قرب به خدا نخواهد بود.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 9

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 98
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 30
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 31
  • بازدید ماه : 39
  • بازدید سال : 102
  • بازدید کلی : 25548
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی