loading...

????? ???????

????? ???????

بازدید : 576
11 زمان : 1399:2

كسبه، فروشندگان و خريدارانكسي از مردم نيست كه در طول شبانه روز داد و ستد و خريد و فروش نكند. شرع مقدس در اين عرصه نيز مانند ديگر عرصه ها قواعد و قوانين جامع و اثر گذاري وضع كرده تا انسان ها بتوانند زندگي مناسبي را تجربه كنند. در دوره آخرالزمان با اعوجاجات زير اين مناسبات نيز از حد اعتدال خارج شده، به ورطة افراط و تفريط مي افتد:مردم نه تنها از مال حرام اجتناب نمي كنند كه به دست آوردن آن را نوعي سود و زرنگي مي شمارند، در مقابل كسي را كه به دنبال كسب حلال باشد ملامت و تمسخر مي كنند، رشوه و ربا حلال و سهل شمرده مي شود و آن را به نام هاي ديگر مي خوانند و مبناي تجارت تجار قرار مي دهند. براي داد و ستد رشوه، ربا،قمار، كم فروشي و... با هم مسابقه مي دهند،بخشي از درآمدها و نيازهاي فروشندگان با كم فروشي تامين مي شود،عيب اجناس را پنهان مي كنند و در تجارت به وفور دروغ مي گويند كه البته در نتيجه آن دچار ضيق معيشت مي شوند، تعداد تجار بسيار است و سود به دست آمده اندك، زنان با شوهران خويش و ديگر مردان در كسب و تجارت به رقابت مي پردازند.اميد كه با طلب حقيقي از خداوند متعال و توسل واقعي به پيشگاه با عظمت اهل بيت(ع) پس از آگاهي از حداقل آسيب ها را از اين انحرافات ببينيم. شهوت مالدر رابطه با مديريت مال و ثروت از ديدگاه قرآن كريم به آية شريفه: «والذين يكنزون الذهب والفضة ولاينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم» (توبه / 340) مي رسيديم. در اين آيه كريمه، قرآن كريم گروهي از مردم را به تصوير مي كشد كه در جنبه مالي گرفتار انحراف مي شوند. اينان گمان مي كنند تنها هدف زندگي شان اين است كه با هر وسيله اي و از هر جايي از هر راهي – حلال يا حرام – مال بيندوزند. وقتي به مقداري از مال و ثروت دست يافتند به شيوه هاي گوناگون به زياد كردن آن مي پردازند. بدين ترتيب تمام فكر آنان مال و ثروت مي شود. تمام عقل آنان را مال و ثروت فرا مي گيرد و مي كوشند بدون اينكه در راستاي خدمت به مسائل حياتي زندگي يا حل مشكلات گوناگون باشد، مال جمع كنند. هدف از آنان فقط ارضاي عقده طمع-ورزي و شهوت مال اندوزي است. خداوند مي فرمايد: «ولا ينفقونها في سبيل الله» منظور از راه خدا انجام مسؤوليت در قبال زندگي است. اين مسؤوليت بر حسب موقعيت و شرايط مردم در بين ايشان تقسيم شده است تا هر كسي به توسعه و پيشرفت زندگي بپردازد و توانمندي هاي خود را براي پيشرفت زندگي و رساندن آن به جايگاه هاي عالي تر بكار بندد. ارزش مال و ثروتسؤال ديگر مطرح مي شود: مصداق اين آيه در زندگي ما چيست؟ چگونه به اين آيه رنگ واقعيت ببخشيم؟ چگونه به عنوان مسلمان، با اين آيه تعامل به خرج دهيم؟ چگونه از مال در زندگي خود استفاده كنيم؟ خصوصاً وقتي كه ثروتهاي هنگفتي را در گاو صندوق ها و بانكها ذخيره كرده ايم؟ به تعبير ديگر: اين آيه شامل چه كساني مي شود؟ آيا اين ها كساني هستند كه مال جمع مي كنند و حقوق شرعي آنان را مي پردازند و سپس براي تقويت جايگاه اقتصادي خود در جامعه آنان را ذخيره مي كنند. زيرا جايگاه اجتماعي افراد متناسب ميزان ثروت آنهاست يا اينكه ذخيره كردن آنان فقط جنبه فردي دارد و مي خواهند كه نيازهاي فعلي يا آتي خود را وقتي باز نشسته شدند برآورده كنند؟ يا اينان كساني هستند كه به جمع آوري مال مي پردازند و از روي مال دوستي و بخل ورزي آن را ذخيره مي كنند و حقوق شرعي آن را نيز نمي پردازند؟خداوند مي فرمايد: «وأنفقوا ممّا جعلكم متخلفين فيه» (حديد/7) ، «وآتوهم من مال الله الذي آتاكم»(نور/33). ابوذر اين صحابي گرانقدر پيامبر(ص) از طريق مخالفت با انحراف و فساد و سؤ استفاده ها مالي قدرتمندان، مي خواست همين فضا را در جامعة اسلامي ايجاد كند. چرا كه بعضي از اطرافيان خليفه سوم دچار انحراف و فساد و سؤ استفاده هاي مالي شده بودند. زيرا شيوه توزيع ثروت توسط حكومت به گونه اي بود كه حاكم فكر مي كرد هر طور كه بخواهد مي تواند در مال و ثروت مسلمانان تصرف كند و آن را در اختيار نزديكان خود قرار دهد. اين مسأله مردم را به سمت ثروت اندوزي و نگريستن به ثروت به عنوان يك ارزش اجتماعي براي برتري جويي – آن هم به ضرر كليه هدفهاي جامعه اسلامي- مي كشاند. فردي نزد امام صادق(ع) آمد و به ايشان عرض كرد: «به خدا سوگند! ما دنبال دنيا هستيم – در حالي كه شما هميشه به ما سفارش مي كنيد كه دنيا را وانهيد - و دوست داريم آن را بدست آوريم – هيچ كسي پيدا نمي شود كه دنيا را دوست نداشته باشد – حضرت فرمود: دوست داري با اين مال چه كني؟ گفت: نياز خودم و خانواده ام را برآورده كنم و آن را صدقه بدهم و حج و عمره به جاي آورم. حضرت فرمود: اين مال دنيا طلبي نيست بلكه آخرت جويي است.» چرا كه تو از دنيا براي تحقق مسؤوليت هاي الهي خود استفاده مي كني.تاثيرات حرام خواري و مال اندوزي از راه حرامآنان كه به دستور يزيد به جنگ امام حسين (ع) برخاستند، به «حرام خواري» آلوده بودند.اين حرام خواري، چشم ودل وانديشه ي آنان را در هم نورديده ونقش حقيقت و صداقت را از ذهنشان زدوده بود . . .امام حسين (ع) در روز عاشورا كوشيد تا با نصيحت و موعظه، لشكر عبيدالله بن زياد را از زشتكاري شان آگاه كند و از ادامه ي راهي كه در آن لغزيده اند، باز دارد؛ اما آنان با غوغا و جنجال، مانع رسيدن صداي امام (ع) به گوش خود شدند. امام رو به آنان كرد وفرمود:«ادعوكم الي سبيل الرشاد فمن اطاعني كان من المرشدين ومن عصاني كان من المهلكين و كلكم عاص لامري غير مستمع قولي فقد ملئت بطونكم من الحرام وطبع علي قلوبكم ويلكم الا تنصتون الا تسمعون؛ شما را به راه رشد فرا مي خوانم؛ هر كه اطاعتم كند، رستگار است وهر كه نافرماني ام كند، در زمره ي هلاك شدگان قرار مي گيرد. همه ي شما فرمان مرا سرپيچي مي كنيد، به سخنم گوش فرا نمي دهيد؛ البته (حق داريد، چرا كه) شكم هايتان ازحرام پر شده است، درنتيجه خداوند بردل هاي شما مهر زده است (و هرگز حقايق رادرك نمي كنيد) . شما چرا ساكت نمي شويد، چرا گوش نمي دهيد ونمي شنويد؟!»غذاي حرام و روي گرداني از حقغذاي حرام، آدمي را از حق وراه درست جدا مي كند ونور درك حقايق را از او مي ستاند.درمورد نقش وتأثير غذاي حرام برجان واخلاق فرد، به داستاني كه در «مروج الذهب» آمده است، توجه نماييد:فضل بن ربيع نقل ميكند كه شريك بن عبدالله روزي وارد بر مهدي (خليفه عباسي) شد، مهدي به او گفت: بايد يكي از سه كار را انجام دهيد، شريك سؤال كرد: كدام سه كار؟ گفت: يا قضاوت را از سوي من بپذير، يا تعليم فرزندم را بر عهده بگير و يا غذايي (باما)بخور! شريك فكري كرد وگفت: سومي از همه آسان تر است. مهدي او را نگه داشت وبه آشپز گفت: انواعي از خوراك مغز آميخته با شكر وعسل براي او فراهم ساز.هنگامي كه «شريك» از خوردن آن غذاي بسيار لذيذ [وحرام] فارغ شد، آشپز رو به خليفه كرد وگفت: اين پيرمرد بعد از خوردن اين غذا، هرگز بوي رستگاري را نخواهد ديد!فضل بن ربيع مي گويد: مطلب همين گونه شد وشريك بن عبدالله بعد از اين ماجرا، هم به تعليم فرزندان آنها پرداخت وهم منصب قضاوت را از سوي آنها پذيرفت. غذاي حرام و عدم قبولي عباداتبراي قبولي نماز، شرايط زيادي لازم است، از جمله حضور قلب وپاكي دل؛ اما غذاي حرام، پاكي قلب وصفاي دل را از انسان مي گيرد. درحديثي از پيامبراكرم (ص) آمده است:«من اكل لقمه حرام لم تقبل له صلوه اربعين ليله، ولم تستجب له دعوه اربعين صباحاً وكل لحم ينبته الحرام فالنار اولي به و ان اللقمه الواحده تنبت اللحم؛ هر كسي لقمه اي از غذاي حرام بخورد، تا چهل شب نماز او قبول نمي شود وتا چهل روز دعاي او مستجاب نمي شود وهر گوشتي كه از حرام برويد، آتش دوزخ براي آن سزاوارتر است وحتي يك لقمه نيز باعث روييدن گوشت مي شود.»پرهيز ازغذاي حرام واستجابت دعادر روايات متعددي آمده كه يكي از شرايط استجابت دعا، پرهيز از غذاي حرام مي باشد. شخصي نزد پيامبر(ع) آمد وعرض كرد: دوست دارم دعاي من مستجاب شود.حضرت فرمود:«طهر ماكلك و لاتدخل بطنك الحرام؛ غذاي خود را پاك كن واز غذاي حرام پرهيز نما».نيز فرمود:«من احب ان يستجاب دعاوه فليطيب مطعمه و مكسبه؛ كسي كه دوست دارد دعايش مستجاب شود، طعام وكسب خود را از حرام پاك كند».

كسبه، فروشندگان و خريدارانكسي از مردم نيست كه در طول شبانه روز داد و ستد و خريد و فروش نكند. شرع مقدس در اين عرصه نيز مانند ديگر عرصه ها قواعد و قوانين جامع و اثر گذاري وضع كرده تا انسان ها بتوانند زندگي مناسبي را تجربه كنند. در دوره آخرالزمان با اعوجاجات زير اين مناسبات نيز از حد اعتدال خارج شده، به ورطة افراط و تفريط مي افتد:مردم نه تنها از مال حرام اجتناب نمي كنند كه به دست آوردن آن را نوعي سود و زرنگي مي شمارند، در مقابل كسي را كه به دنبال كسب حلال باشد ملامت و تمسخر مي كنند، رشوه و ربا حلال و سهل شمرده مي شود و آن را به نام هاي ديگر مي خوانند و مبناي تجارت تجار قرار مي دهند. براي داد و ستد رشوه، ربا،قمار، كم فروشي و... با هم مسابقه مي دهند،بخشي از درآمدها و نيازهاي فروشندگان با كم فروشي تامين مي شود،عيب اجناس را پنهان مي كنند و در تجارت به وفور دروغ مي گويند كه البته در نتيجه آن دچار ضيق معيشت مي شوند، تعداد تجار بسيار است و سود به دست آمده اندك، زنان با شوهران خويش و ديگر مردان در كسب و تجارت به رقابت مي پردازند.اميد كه با طلب حقيقي از خداوند متعال و توسل واقعي به پيشگاه با عظمت اهل بيت(ع) پس از آگاهي از حداقل آسيب ها را از اين انحرافات ببينيم. شهوت مالدر رابطه با مديريت مال و ثروت از ديدگاه قرآن كريم به آية شريفه: «والذين يكنزون الذهب والفضة ولاينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم» (توبه / 340) مي رسيديم. در اين آيه كريمه، قرآن كريم گروهي از مردم را به تصوير مي كشد كه در جنبه مالي گرفتار انحراف مي شوند. اينان گمان مي كنند تنها هدف زندگي شان اين است كه با هر وسيله اي و از هر جايي از هر راهي – حلال يا حرام – مال بيندوزند. وقتي به مقداري از مال و ثروت دست يافتند به شيوه هاي گوناگون به زياد كردن آن مي پردازند. بدين ترتيب تمام فكر آنان مال و ثروت مي شود. تمام عقل آنان را مال و ثروت فرا مي گيرد و مي كوشند بدون اينكه در راستاي خدمت به مسائل حياتي زندگي يا حل مشكلات گوناگون باشد، مال جمع كنند. هدف از آنان فقط ارضاي عقده طمع-ورزي و شهوت مال اندوزي است. خداوند مي فرمايد: «ولا ينفقونها في سبيل الله» منظور از راه خدا انجام مسؤوليت در قبال زندگي است. اين مسؤوليت بر حسب موقعيت و شرايط مردم در بين ايشان تقسيم شده است تا هر كسي به توسعه و پيشرفت زندگي بپردازد و توانمندي هاي خود را براي پيشرفت زندگي و رساندن آن به جايگاه هاي عالي تر بكار بندد. ارزش مال و ثروتسؤال ديگر مطرح مي شود: مصداق اين آيه در زندگي ما چيست؟ چگونه به اين آيه رنگ واقعيت ببخشيم؟ چگونه به عنوان مسلمان، با اين آيه تعامل به خرج دهيم؟ چگونه از مال در زندگي خود استفاده كنيم؟ خصوصاً وقتي كه ثروتهاي هنگفتي را در گاو صندوق ها و بانكها ذخيره كرده ايم؟ به تعبير ديگر: اين آيه شامل چه كساني مي شود؟ آيا اين ها كساني هستند كه مال جمع مي كنند و حقوق شرعي آنان را مي پردازند و سپس براي تقويت جايگاه اقتصادي خود در جامعه آنان را ذخيره مي كنند. زيرا جايگاه اجتماعي افراد متناسب ميزان ثروت آنهاست يا اينكه ذخيره كردن آنان فقط جنبه فردي دارد و مي خواهند كه نيازهاي فعلي يا آتي خود را وقتي باز نشسته شدند برآورده كنند؟ يا اينان كساني هستند كه به جمع آوري مال مي پردازند و از روي مال دوستي و بخل ورزي آن را ذخيره مي كنند و حقوق شرعي آن را نيز نمي پردازند؟خداوند مي فرمايد: «وأنفقوا ممّا جعلكم متخلفين فيه» (حديد/7) ، «وآتوهم من مال الله الذي آتاكم»(نور/33). ابوذر اين صحابي گرانقدر پيامبر(ص) از طريق مخالفت با انحراف و فساد و سؤ استفاده ها مالي قدرتمندان، مي خواست همين فضا را در جامعة اسلامي ايجاد كند. چرا كه بعضي از اطرافيان خليفه سوم دچار انحراف و فساد و سؤ استفاده هاي مالي شده بودند. زيرا شيوه توزيع ثروت توسط حكومت به گونه اي بود كه حاكم فكر مي كرد هر طور كه بخواهد مي تواند در مال و ثروت مسلمانان تصرف كند و آن را در اختيار نزديكان خود قرار دهد. اين مسأله مردم را به سمت ثروت اندوزي و نگريستن به ثروت به عنوان يك ارزش اجتماعي براي برتري جويي – آن هم به ضرر كليه هدفهاي جامعه اسلامي- مي كشاند. فردي نزد امام صادق(ع) آمد و به ايشان عرض كرد: «به خدا سوگند! ما دنبال دنيا هستيم – در حالي كه شما هميشه به ما سفارش مي كنيد كه دنيا را وانهيد - و دوست داريم آن را بدست آوريم – هيچ كسي پيدا نمي شود كه دنيا را دوست نداشته باشد – حضرت فرمود: دوست داري با اين مال چه كني؟ گفت: نياز خودم و خانواده ام را برآورده كنم و آن را صدقه بدهم و حج و عمره به جاي آورم. حضرت فرمود: اين مال دنيا طلبي نيست بلكه آخرت جويي است.» چرا كه تو از دنيا براي تحقق مسؤوليت هاي الهي خود استفاده مي كني.تاثيرات حرام خواري و مال اندوزي از راه حرامآنان كه به دستور يزيد به جنگ امام حسين (ع) برخاستند، به «حرام خواري» آلوده بودند.اين حرام خواري، چشم ودل وانديشه ي آنان را در هم نورديده ونقش حقيقت و صداقت را از ذهنشان زدوده بود . . .امام حسين (ع) در روز عاشورا كوشيد تا با نصيحت و موعظه، لشكر عبيدالله بن زياد را از زشتكاري شان آگاه كند و از ادامه ي راهي كه در آن لغزيده اند، باز دارد؛ اما آنان با غوغا و جنجال، مانع رسيدن صداي امام (ع) به گوش خود شدند. امام رو به آنان كرد وفرمود:«ادعوكم الي سبيل الرشاد فمن اطاعني كان من المرشدين ومن عصاني كان من المهلكين و كلكم عاص لامري غير مستمع قولي فقد ملئت بطونكم من الحرام وطبع علي قلوبكم ويلكم الا تنصتون الا تسمعون؛ شما را به راه رشد فرا مي خوانم؛ هر كه اطاعتم كند، رستگار است وهر كه نافرماني ام كند، در زمره ي هلاك شدگان قرار مي گيرد. همه ي شما فرمان مرا سرپيچي مي كنيد، به سخنم گوش فرا نمي دهيد؛ البته (حق داريد، چرا كه) شكم هايتان ازحرام پر شده است، درنتيجه خداوند بردل هاي شما مهر زده است (و هرگز حقايق رادرك نمي كنيد) . شما چرا ساكت نمي شويد، چرا گوش نمي دهيد ونمي شنويد؟!»غذاي حرام و روي گرداني از حقغذاي حرام، آدمي را از حق وراه درست جدا مي كند ونور درك حقايق را از او مي ستاند.درمورد نقش وتأثير غذاي حرام برجان واخلاق فرد، به داستاني كه در «مروج الذهب» آمده است، توجه نماييد:فضل بن ربيع نقل ميكند كه شريك بن عبدالله روزي وارد بر مهدي (خليفه عباسي) شد، مهدي به او گفت: بايد يكي از سه كار را انجام دهيد، شريك سؤال كرد: كدام سه كار؟ گفت: يا قضاوت را از سوي من بپذير، يا تعليم فرزندم را بر عهده بگير و يا غذايي (باما)بخور! شريك فكري كرد وگفت: سومي از همه آسان تر است. مهدي او را نگه داشت وبه آشپز گفت: انواعي از خوراك مغز آميخته با شكر وعسل براي او فراهم ساز.هنگامي كه «شريك» از خوردن آن غذاي بسيار لذيذ [وحرام] فارغ شد، آشپز رو به خليفه كرد وگفت: اين پيرمرد بعد از خوردن اين غذا، هرگز بوي رستگاري را نخواهد ديد!فضل بن ربيع مي گويد: مطلب همين گونه شد وشريك بن عبدالله بعد از اين ماجرا، هم به تعليم فرزندان آنها پرداخت وهم منصب قضاوت را از سوي آنها پذيرفت. غذاي حرام و عدم قبولي عباداتبراي قبولي نماز، شرايط زيادي لازم است، از جمله حضور قلب وپاكي دل؛ اما غذاي حرام، پاكي قلب وصفاي دل را از انسان مي گيرد. درحديثي از پيامبراكرم (ص) آمده است:«من اكل لقمه حرام لم تقبل له صلوه اربعين ليله، ولم تستجب له دعوه اربعين صباحاً وكل لحم ينبته الحرام فالنار اولي به و ان اللقمه الواحده تنبت اللحم؛ هر كسي لقمه اي از غذاي حرام بخورد، تا چهل شب نماز او قبول نمي شود وتا چهل روز دعاي او مستجاب نمي شود وهر گوشتي كه از حرام برويد، آتش دوزخ براي آن سزاوارتر است وحتي يك لقمه نيز باعث روييدن گوشت مي شود.»پرهيز ازغذاي حرام واستجابت دعادر روايات متعددي آمده كه يكي از شرايط استجابت دعا، پرهيز از غذاي حرام مي باشد. شخصي نزد پيامبر(ع) آمد وعرض كرد: دوست دارم دعاي من مستجاب شود.حضرت فرمود:«طهر ماكلك و لاتدخل بطنك الحرام؛ غذاي خود را پاك كن واز غذاي حرام پرهيز نما».نيز فرمود:«من احب ان يستجاب دعاوه فليطيب مطعمه و مكسبه؛ كسي كه دوست دارد دعايش مستجاب شود، طعام وكسب خود را از حرام پاك كند».

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 9

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 98
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 13
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 89
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 104
  • بازدید ماه : 112
  • بازدید سال : 175
  • بازدید کلی : 25621
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی